خرید بک لینک

متن زير نسخة منقح گفت‌وگوي اينجانب با خبرگزاري شفقنا دربارة مبحث «ديپ فيك» است كه در تاريخ 15 دي 1404 ارائه شد:

1. گسترش دیپ‌فیک چگونه مفهوم «حقیقت بصری» را دگرگون کرده و جایگاه تصویر و ویدیو را به‌عنوان سند قابل‌اتکا تضعیف کرده است؟

جعل عمیق متهم اصلی مرگ حقیقت در عصر پساحقیقت

گسترش دیپ‌فیک (كه با معادل‌هايي چون جعل عميق، جعل عمقي و جعل ژرف از آن ياد می‌شود) بنیان‌های ادراک ما از واقعیت را زیر سؤال ‌برده است و بر اين اساس یکی از پیچیدگی‌های اساسی عصر دیجیتال به‌خصوص بعد از انقلاب هوش مصنوعی را رقم‌زده است. جعل عميق به محتواهایی جعلی اطلاق مي‌شود که با هوش مصنوعی ساخته می‌شوند و تشخیص و تفكيك آن‌ها از محتوای واقعی بسيار دشوار است. این محتوا نه‌تنها بر رسانه‌ها تأثیر گذاشته است، بلکه مفهوم حقیقت بصری یعنی ایده‌ای که مطابق آن، آنچه می‌بینیم را در مقام شواهد غیرقابل‌انکار می‌پذیریم؛ از اساس دگرگون کرده است.

در گذشته عکس و فیلم حرمت داشتند و چون شاهدان عینی عمل می‌کردند. به‌طور مثال یک عکس می‌توانست یک رویداد را اثبات کند و فیلم‌ها شواهدی محکم براي گزارش‌های خبری بودند، اما با گسترش جعل عميق این کارکرد شکننده شده است. جعل عميق در قالب محتوای واقع‌نما، ديواري بلند از بي‌اعتمادي بین واقعیت و خیال با مصرف كنندة محتوا بناکرده است كه به شك‌گرايي نسبت به واقعیت انجاميده است، جایی که افراد حتی به محتوای واقعی هم در عين بي‌تفاوتي ناباورانه می‌نگرند. این دگرگونی نه‌تنها فنی است، بلکه روان‌شناختی و اجتماعی نیز محسوب مي‌شود چراكه مطالعات نشان می‌دهند محتواهای جعل عميق‌ می‌توانند حافظة افراد را دستکاری و خاطرات جعلی ایجاد کنند، حتی اگر افراد بدانند که آن محتواها ممکن است از پايه و اساس جعلی محسوب شوند.

برخی تحقیقات نشان داده‌اند که مؤانست و مجالست با جعل عميق نه‌تنها باور به محتوای جعلی را صعود می‌دهد، بلکه از اعتماد به تمام محتواها حتی از جنس واقعی آن مي‌کاهد. این مسئله در عصر پساحقیقت که رسانه‌ها نه‌فقط معنا بلکه احساس می‌سازند و حقیقت را تعیین می‌کنند، شدت ‌گرفته و منجر به نزول اعتماد کلی به رسانه‌ها ‌شده است. جعل عميق در دورانی که تصویر و احساسات ناشی از آن بر تفکر غالب شده‌اند، جایگاه عکس و فيلم را از یک سند معتبر به یک ابزار مشکوک تقليل داده‌اند. در گذشته، یک فیلم می‌توانست یک جنایت، اعتراض یا رویداد تاریخی را اثبات کند، اما حالا با هوش مصنوعی هرکس می‌تواند محتوایي مجعول تولید کند که تشخیص آن نیاز به ابزارهای پیشرفته دارد. این تضعیف اعتماد و تشكيك منجر به کشمکش‌هایی در حوزه‌های مختلف شده است. در حوزة رسانه و خبر جعل عميق کار راستی آزمایی را پیچیده‌تر کرده است. خبر‌نگاران حالا باید ابزارهای تشخیص جعل عميق مانند نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را به‌کارگیرند، اما حتی این ابزارها مكفي نیستند. مطالعات بیانگر است که جعل عميق اعتبار داده‌ها را زیر سؤال می‌برد لذا به روش‌هایی تازه برای تأیید اصالت محتوا نیاز است. علاوه بر این، این محتوا اعتماد عمومی به رسانه‌ها را کم شدن می‌دهد زیرا مردم ممکن است همة محتواهای تصویری را جعلی فرض کنند. علاوه بر این جعل عميق در زمینه‌هایی مانند فیلم‌های غیراخلاقی جهت آزار هدفمند و انتقام‌جویانه باعث آسیب‌های روانی و اجتماعی می‌شود و اعتماد به محتوای شخصی را تضعیف می‌کند. گسترش جعل عميق در حوزة مردم‌سالاری نيز می‌تواند امر انتخاب و انتخابات را مختل کند، زیرا فيلم‌های جعلی می‌توانند افکار عمومی را دستکاری کنند. تحقیقات مشخص می‌کند که بحران جعل عميق این ایده را كه باورپذیری منوط به ديدن است نقض كرده است و اين مهم در آيندة جامعه، مبارزات سیاسی و نتايج حاصل از آن تعیین‌کننده است. ایالت‌های مختلف آمریکا با پيشگامی کالیفرنیا قوانینی برای مبارزه با جعل عميق در انتخابات وضع کرده‌اند. بررسي این قوانین حاکی از آن است که بسیاری از ایالت‌ها مقرراتی به‌روز برای ممنوعیت یا برچسب‌گذاری محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در تبلیغات انتخاباتی و هدف‌گیری جعل عميق در حوزه‌های دیگر مانند بهداشت را تصویب و اجرا کرده‌اند.

2. آیا می‌توان گفت وارد دوره‌ای شده‌ایم که شواهد بصری به‌تنهایی دیگر کفایت نمی‌کنند؟ این تغییر چه تأثیری بر شیوه قضاوت مخاطبان دارد؟

بله چنین به نظر می‌رسد. می‌توان گفت این تغییر به دلیل پیشرفت‌های شتابان در فناوری توليد محتواي جعل عميق طي سال‌های اخیر رخ‌داده است. مطالعات بیانگر است که جعل عميق نه‌تنها قابلیت دستکاری واقعیت را بیشتر شدن داده، بلکه از اعتماد کلی به محتوای بصری نیز کاسته ‌است، به‌طوری‌که ممکن است بحران اصالت تصویری ایجاد شود چراکه ابزارهای هوش مصنوعی محتوای جعلی را واقع‌نما توليد کرده‌اند و این امر نیاز به شواهد مکمل مانند فراداده یا تأیید منابع چندگانه را ضروری ‌کرده است. به‌رغم خوش‌بینی‌های سال 2019 مبني بر بازگرداندن غول جعل عميق به بطري، كيفيت اين قبيل محتوا در سال ۲۰۲۵ به سطحی رسید که تشخیص آن حتی برای کارشناسان دشوارتر از پیش شد. این پیشرفت‌ها نه‌تنها در حوزة سرگرمی، بلکه در رسانه‌های خبری و حتی شواهد قانونی تأثیر گذاشته‌اند، جایی که جعل عميق می‌تواند اعتبار شواهد را زیر سؤال ببرد. این بحران بر شیوة تصمیم‌گیری و قضاوت مخاطبان شبكه‌اي تیز تأثیراتی عمیق دارد و آن را به فرایندی پیچیده تبدیل کرده است:

- صعود شک و تردید: مخاطبان شبكه‌اي حالا تمایلی بیشتر به تشکيک در محتوای بصری دارند که این می‌تواند به ناباوري و بی‌تفاوتی نسبت به واقعیت منجر شود تا جایی که حتی شواهد واقعی رد ‌شوند و مرگ حقیقت تبا سرعت ‌شود. این مسئله تصمیم‌گیری را کندتر و محتاطانه‌تر می‌کند اما هم‌زمان خطر گسترش داده‌ها نادرست را رشد می‌دهد.

- نیاز به مهارت‌های انتقادی بیشتر: تصمیم‌گیری اكنون وابسته به ارزیابی منابع، تحلیل زمینه و استفاده از ابزارهای راستی آزمایی است. مخاطب/كاربراني که شایستگی‌های پایة سوادهای نوین را کسب کرده‌اند، بهتر می‌توانند محتوای جعلی را تشخیص دهند اما متأسفانه همه افراد به این شایستگی‌ها آراسته نیستند.

- تأثیر بر باورها و رفتارها: مواجهه با جعل عميق باور افراد را تغییر مي‌دهد و حتی خاطرات جعلی ایجاد مي‌کند که این امر در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی خطرناک است. برای مثال در انتخابات یا در حوزة خبر، این امر می‌تواند افکار عمومی را دستکاری کند و اعتماد را در مقام يك سرماية گران‌بها كاهش دهد.

البته این تحول اثرات مثبت بالقوه نیز به دنبال دارد. این امر می‌تواند مخاطبان شبكه‌اي را به سمت تصمیم‌گیری و قضاوت مبتنی بر شواهد چندگانه سوق دهد که درنهایت تفکر انتقادی و سواد رسانه‌ای جامعه را بیشتر شدن می‌دهد؛ اما بدون آموزش و یادگیری نظام‌مند این امر می‌تواند منجر به سردرگمی و افت مشارکت اجتماعی شود.

3. رسانه‌ها در آینده از چه ابزارها، فناوری‌ها و پروتکل‌های حرفه‌ای برای تشخیص و راستی‌آزمایی محتوای جعلی استفاده خواهند کرد و آیا این ابزارها به‌تنهایی کافی‌اند؟

چنان‌که در كتاب «عليه خبرهای منتشر شده جعلي» آمده است به نظر می‌رسد در آیندة نزدیک رسانه‌ها برای مقابله با محتوای جعلی مانند جعل عميق به ترکیبی از ابزارها و دستورالعمل‌های حرفه‌ای تکیه می‌کنند چراكه ابزارها به‌تنهایی کافی نیستند و به رویکردهایی چند سطحی نیاز است لذا رسانه‌ها از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تشخیص خودکار جعل عميق استفاده می‌کنند و فناوری‌هایی مانند نهان‌نگاری و تحلیل چندوجهی مکمل و مقوم این ابزار است.

توسعه کمی و کیفی ابزاري با دقت بالا مانند AI or Not–Optic، Sensity AI، Hive Moderation که جعل عميق را در عکس‌، فيلم، صدا و متن تشخیص می‌دهند در ادامه روزآمدسازی ابزارهایی مانند Microsoft’s Video Authenticator که امتیاز اطمینان برای محتوای دستکاری‌شده ارائه می‌کنند و نشانه‌های ترکیب جعل عميق یا عناصر نامرئی مانند تحولات رنگ چهره ناشی از ضربان قلب را تشخیص می‌دهند برای رسانه‌ها، خبرنگاران و كارشناسان امنیت سایبری کاربرد دارند. فناوري نهان‌نگاري نامرئي و ابزارهایی بر پایة بلاك‌چين مانند BitMind AI برای تشخیص پیشرفتة جعل عميق در رسانه‌های اجتماعی استفاده و در این زمینه راهگشا محسوب می‌شوند. محققان، نهان‌نگاری‌هایي مبتنی بر نور نامرئی را توسعه داده‌اند که جعل عميق را بدون تغییر قابل‌مشاهده تشخیص می‌دهد. پروژه‌هایی مانند WeVerify و Google SynthID از پایگاه داده‌های بلاك‌چين برای ثبت محتوای جعلی شناخته‌شده استفاده می‌کنند و تحلیل سایت شبکه‌های اجتماعی و تأیید چندوجهی را برای افشای محتوای ساختگی به کار می‌گیرند. این فناوری‌ها با پیشرفت مدل‌های یادگیری عمیق همراه می‌شوند، اما به ارتقا مداوم داده‌ها نياز دارند تا با فنون تازه جعل عميق مقابله کنند. رسانه‌ها از سوی دیگر دستورالعمل‌های حرفه‌ای را در تشخیص جعل عميق دنبال می‌کنند که لایه‌های متعدد تأیید چندگانه شامل تحلیل محتوای ارائه‌شده، تحلیل یکپارچگی داده‌ها و ابزارهای OSINT[1]، به‌کارگیری دستورالعمل‌های خبرنگاری بر پایه مفاهیمی مانند HITL[2] در قالب رویکرد نظارتی آن علاوه بر این مقررات و استانداردهای اعلامی از سوی سازمان‌های معتبر بین‌المللی رسانه‌اي را شامل مي‌شود.

البته چنان‌که در كتاب «پنج گفتار دربارة خبرهای منتشر شده جعلي» بيان شد با توجه به آمار‌هایی چون نسبت كميِ توليدكنندگان به تحلیل‌کنندگان جعل عميق که به تعبير كارشناسان صد به يك است؛ امكان غلبة تام و تمام بر اين قبيل محتوا محل ترديد است و به نظر می‌رسد روند شناسايي جعل عميق همچون رابطة موش و گربه در كارتون تام و جري بين الگوریتم‌های هوش مصنوعي و خبرگان تشخيص فیلم‌های جعلي به دور تسلسل دچار ‌شود، زیرا ابزار توليد جعل عميق شتابان‌تر پیشرفت می‌کنند و ابزارهاي صحت سنجي اغلب امكان و ظرفيت کافی برای ارزیابی اين قبيل محتوا را ندارند. محدودیت‌هايي مانند وابستگی به داده‌های آموزشی قدیمی و خطر وابستگی بیش‌ازحد خبرنگاران به فناوری نيز مي‌‌تواند منجر به بروز اشتباه شود؛ بنابراین نیاز به آموزش سوادهای نوین، وضع مقررات قانونی و در نهایت تلفيق فناوری با مهارت‌های فردی و اجتماعی تا این لحظه تنها راه مقابلة مؤثر به نظر می‌رسد.

4. در مواجهه با دیپ‌فیک، مسئولیت رسانه‌ها بیشتر فنی است یا اخلاقی و تحریریه‌ای؟ مرز این دو کجاست؟

به نظر توجه به هر دو وجه ضروری است. پیشرفت‌ فناوری در توليد جعل عميق اتخاذ رویکردي جامع را در اين مسير مبارزاتي صعب، الزامي كرده است كه ابزارهای فنی تنها بخشی از آن محسوب مي‌شوند و بدون چارچوب‌های اخلاقی ناکارآمدند. مطالعات مشخص می‌کند که رسانه‌ها نه‌تنها باید محتوای جعلی را تشخیص دهند، بلکه مسئولیت حفظ اعتماد عمومی، جلوگیری از رشد آسیب‌های اجتماعی و رعایت اصول اخلاقی مانند رضایت و شفافیت را نیز بر عهده‌دارند.

بعد فنی در این رابطه شامل به‌کارگیری ابزارهای پیشرفته برای تشخیص و راستی‌آزمایی جعل عميق است. این جنبه بر توسعه و استفاده از فناوری‌هایی مانند الگوریتم‌های هوش مصنوعی بر تحلیل محتواها، نهان‌نگاری‌های نامرئی و سامانه‌های بلاك‌چين تمرکز دارد تا اصالت محتوا را تأیید کند. بااین‌حال، این وجه مسئوليت بیشتر عملیاتی است و در مقام یک‌لایة اولیه و نه راه‌حل نهایی عمل مي‌كند زیرا ابزار صحت‌سنجی همیشه يك تأخر ذاتي فناورانه را نسبت به پیشرفت‌های جعل عميق‌ بر دوش مي‌كشد. وجه ديگر مسئولیت رسانه‌ها كه اخلاقی و تحریریه‌ای است، جایی است که تصمیم‌گیری‌های انسانی در مورد انتشار، بستر‌سازی و آموزش مخاطبان شبكه‌اي نقشی کلیدی ایفا می‌کند. رسانه‌ها باید اصول اخلاقی مانند کسب رضایت مخاطب شبكه‌اي، شفافیت در برچسب‌گذاری محتوای جعلی و جلوگیری از سوءاستفاده‌ها مانند فيلم‌هاي دستکاری‌شده به‌قصد تخريب رقباي تجاري و سیاسی را در نظر بگيرند و رعایت کنند. اتاق‌هاي خبر مسئولیت دارند تا محتوای مشکوک را نه‌تنها از نظر فنی تحلیل کنند، بلکه تأثیرات اجتماعی آن را نيز ارزیابی کنند – به‌طور مثال آیا انتشار یک فیلم جعلی می‌تواند به بحران دانستن دامن بزند یا اعتماد عمومی را کم شدن دهد؟ علاوه بر این، رسانه‌ها در مقام دروازه‌بانان رسمي داده‌ها و خبرهای منتشر شده، مسئولیت آموزش توأمان تحریریه و مخاطبان شبكه‌اي را برای بیشتر شدن سوادهای نوین و تنظیم سیاست‌های داخلی خود را برای جلوگیری از گسترش جعل عميق بر عهده‌دارند که اقدامي فراتر از رويكرد ابزاری است. در تحريريه این آموزش‌ها شامل آشنایی با فنون و روش‌هاي مبارزه با جعل عميق، صعود مسئوليت‌پذيري و تعهد در کارکنان در قبال عدم همرسانی محتواهای جعلی، درك مفهوم مخاطب شبكه‌اي در چارچوب نظريه‌هاي معطوف به قلمرو رسانه‌هاي نوين (2000 تا 2025)، تأکید بر تهية هر چه بيشتر گزارش‌های تحقيقي جهت جلوگيري از مابتدایت‌یابیِ اطلاعات نادرست عمدي منبعث از جعل عميق و قس‌علی‌هذاست. بر اين اساس اتحاديه اروپا نيز با وضع قوانینی مانند قانون هوش مصنوعی، رسانه‌ها را ملزم كرده است كه اخلاقیات را در اولویت قرار دهند و به مسئولیت قانونی خود در اين زمينه پايبند بمانند. لازم به ذكر است كه در قانون مذكور سامانه‌های هوش مصنوعی طبق سطح خطری که برای کاربران و جامعه ایجاد می‌کنند، طبقه‌بندی‌شده‌اند و ميزان خطر جعل عميق در اين سطح‌بندي «محدود» در نظر گرفته‌شده است.

بنابراين جعل عميق نه‌تنها یک مسئله فنی، بلکه تهدیدي اجتماعی است که می‌تواند به مردم‌سالاری، حریم خصوصی و روابط انسانی آسیب بزند لذا رسانه‌ها باید مانند یک نگهبان اخلاق مدار و نه یک پالایندة فنی صرف عمل كنند. مرز این دو حوزه در نقطه‌ای است که فناوری، ابزار را فراهم می‌کند اما تصمیم‌گیری انسانی آن را هدایت می‌کند. زمانی که ابزارها محتوای جعلی را شناسایی می‌کنند، پايان مسئولیت فنی و آغاز مسئولیت اخلاقی است؛ وقتی‌که تحریریه باید تصمیم بگیرد كه آیا محتوا را منتشر کند یا با در نظر گرفتن پيامدهاي اجتماعی آن مانند آسیب به افراد یا گسترش اطلاعات نادرست حذفش کند. برای مثال، یک ابزار فنی ممکن است یک محتواي جعل عميق را با ۹۸ درصد اطمینان تشخیص دهد، اما تحریریه باید اخلاقیات را ارزیابی کند: آیا انتشار آن مفید است یا می‌تواند به بحران اعتماد دامن بزند؟ اغلب، جایی که فناوری با اصول اخلاقی مانند اصل «هیچ آسیبی وارد نکن» تلاقي پيدا مي‌كند داراي مرزبندي شفاف نيست كه زدودن ابهام آن به دستورالعمل‌هایي نياز است. در رسانه‌ها اصل مزبور بخشی از اخلاق حرفه‌ای است که بر جلوگیری از آسیب‌های احتمالی تأکید مي‌كند. بدون اخلاقیات از فناوری سوءاستفاده مي‌شود و بدون فناوری اخلاقیات در عرصة عمل ناکارآمد است، بنابراین رسانه‌ها باید رویکردی متوازن و تلفیقی بين اين دو وجه اتخاذ کنند. در مجموع تمرکز بر مسئولیت اخلاقی و تحریریه‌ای با بهره‌مندي از ابزار روزآمد می‌تواند رسانه‌ها را به سمت ساختن یک زیست‌بوم دیجیتال مسئولانه‌تر سوق دهد كه این خود نیازمند استقلال و آزادي عمل حرفه‌اي رسانه‌ها و همراهي سیاست‌گذاران است.

۵. تضعیف اعتبار تصویر و کلیپ چه پیامدهایی برای اعتماد عمومی، امنیت داده‌های و حتی تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی دارد؟

تضعیف اعتبار عكس و فيلم كه از ثمرات ناميمون گسترش جعل عميق است از جدی‌ترین پيچيدگي‌های دوران انقلاب هوش مصنوعي است. در سال ۲۰۲۵، با صعود چشمگیر محتوا‌های جعل عميق نه‌تنها مرز بین واقعیت و جعل محو شد، بلکه پیامدهای مخرب گسترده در زمينة اعتماد عمومی، امنیت اطلاعاتی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی برجا گذاشت كه بخشي از آن را در جنگ 12 روزه عليه كشور عزيزمان شاهد بوديم. اين مهم ناشي از عدم شفافيت در فرآيندها و افزايش خطرات اجتماعي مانند فروكاست اعتماد عمومی به رسانه‌ها به دلیل محتواهای تولیدی بر مبنای جعل عميق است كه از آن به‌عنوان جعبة سياه هوش مصنوعي ياد می‌شود. اين تزلزل‌ها و تضعیف‌ها به بحران دانستن نيز منجر شده است، جایی که افراد حتی به محتوای واقعی هم شک می‌کنند و بر اين اساس جامعه به سمت بی‌تفاوتی و سردرگمی سوق پيدا می‌كند. جعل عميق اعتماد عمومی به محتوای دیجیتال را به‌شدت نزول داده است و با گذر زمان به نظر می‌رسد مخاطبان شبكه‌اي بیش‌ازپیش تمایل پیداکرده‌اند به هر عکس یا فیلم با ديدة ترديد بنگرند که این منجر به از دست رفتن اعتماد به رسانه‌ها خاصه رسانه‌هاي ديجيتال ‌شده است. در سطح اجتماعی، این کم شدن اعتماد می‌تواند به انزوا یا کم شدن مشارکت مدنی منجر شود زیرا افراد کمتر به گزارش‌ها همرسانی شده در رسانه‌های اجتماعی اعتماد می‌کنند.

از منظر امنیت داده‌های، جعل عميق تهدیدی جدی است و می‌تواند به حملات سایبری، کلاه‌برداری و دستکاری داده‌ها بيانجامد. صعود چشمگیر تلاش‌ها برای کلاه‌برداری و خرابكاري سایبری نشان‌دهندة این حقيقت است که جعل عمیق بنیان امنیت شخصی و سازمانی را به مخاطره افكنده است. این فناوری می‌تواند برای فریب افراد در زمینه‌های مالی یا هویتی استفاده شود، مانند جعل صدا برای دسترسی به حساب‌ها که اعتماد به سامانه‌های امنیتی را کم شدن می‌دهد. علاوه بر این، در حوزة سایبری، جعل عميق می‌تواند گزارش‌ها نادرست را در مقیاسي بزرگ پخش و امنیت ملی را تهدید کند.

در حوزة سیاسی، جعل عميق می‌تواند انتخابات را مختل و افکار عمومی را دستکاری كنند. برای مثال، فیلم‌های جعلی از رهبران سیاسی می‌تواند رأی‌دهندگان را فریب و نتایج انتخابات را تغییر دهد که این امر مردم‌سالاری را تحديد و تهديد می‌کند. تحقیقات بیانگر است که جعل عميق گفتمان مردم‌سالار را به خطر ‌انداخته است. جعل عميق می‌تواند بحران‌های سیاسی ایجاد کند يا بدان دامن بزند و از طریق بیشتر شدن گزارش‌ها نادرست غیرعمدی و عمدی در سپهر سیاسی اعتماد به فرآیندهای انتخاباتی را به حداقل برساند.

در سطح اجتماعی، تضعیف اعتبار تصویر می‌تواند به اصلاحات در هنجارهای اجتماعی، روابط و فرآیندهای تصمیم‌گیری منجر شود. جعل عميق می‌تواند برای آزار، باج‌خواهی یا آسیب به شهرت مورداستفاده قرار گیرد که اين مهم باعث كاهش اعتماد اجتماعی مي‌شود و افراد را منزوي می‌كند. از سوی دیگر، این فناوری می‌تواند حافظة جمعی را دستکاری کند و جوامع را دچار چنددستگی و افت همبستگی اجتماعی کند.

این پیامدها نشان‌دهندة نیاز فوری به آموزش سوادهای نوین، اجراي قوانین مبحثه و ارتقا ابزارهای فنی است تا اعتماد و امنیت حفظ شود. بدون این قبیل اقدامات، همواره جامعه در مسلخ پساحقیقت در سوگ مرگ حقیقت باقي مي‌ماند.

۶. به نظر شما تهدید اصلی دیپ‌فیک فریب مستقیم مخاطب است، یا فرسایش تدریجی اعتماد عمومی به تصویر و فیلم به‌عنوان شواهد واقعی؟

هر دو جنبه تهدیدآمیزند اما كاهش تدریجی اعتماد عمومی به محتوای تصویری محل نگراني مضاعف است. گزارش‌ها حاكي از آن است که تأثیر بلندمدت جعل عميق بر اعتماد عمومی عمیق‌تر و فراگیرتر است، زیرا حتی بدون فریب مستقیم یک فرد، جعل عميق می‌تواند در جامعه شک کلی به محتوای بصری ایجاد ‌کند و آن را به سمت بحران معرفتی سوق ‌دهد. فریب مستقیم زمانی رخ می‌دهد که جعل عميق برای دستکاری باورهای یک فرد یا گروه خاص استفاده شود مانند فيلم‌های جعلی از سیاستمداران که سخنان دروغین می‌گویند یا کلاه‌برداری‌های مالی که با صدای ساختگي انجام می‌شود. این تهدید واقعی است و می‌تواند به ضررهای مالی، آسیب روانی یا حتی خشونت منجر شود بااین‌حال، این جنبه اغلب محدود به مواردي خاص است و با ابزارهای تشخیص یا آموزش می‌توان آن را مدیریت کرد اما تهدید جدي زوال تدریجی اعتماد عمومی است، جایی که حتی بدون فریب مستقیم، وجود این فناوری باعث می‌شود افراد به تمام محتواهای تصويری شک کنند. این پدیده به آلودگی گزارش‌های منجر می‌شود و اعتماد را از رسانه‌ها سلب می‌كند. در حوزه‌هایي مانند بهداشت، امنیت سایبری و انتخابات، این كاهش اعتماد می‌تواند به کم شدن مشارکت اجتماعی، بیشتر شدن قطبی‌سازی و حتی بحران‌های عميق اجتماعی منجر شود به‌طور مثال وقتی هر صوت و تصوير ظرفیت جعلی بودن یافت؛ اعتماد به سامانه‌های احراز هویت صوتی یا تصویری از بین می‌رود و یک زیست‌بوم فریب ایجاد می‌شود که اعتماد دیجیتال را به‌طورکلی از جامعه سلب می‌کند.

در پايان تصريح می‌شود در عين اذعان به وجود تمامي كاستي‌ها و ناكارآمدي‌ها، نظر به این‌که ايرانمان در برحة حساس كنوني به‌شدت درگير نبرد روايت‌هاست و افكار عمومي آماج خبرهای منتشر شده جعلي، تحليل‌هاي مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعيت‌ها، پنهان كردن جلوه‌هاي اميدبخش، بزرگ كردن عيوب كوچك و كوچك نشان دادن يا انكار محسنات بزرگ قرار دارد؛ اقدام لازم و البته عاجل براي آموزش و یادگیری سوادهای نوین در قالب آموزش‌هاي عمومی بسيار ضروری است تا آحاد ملت بتوانند جهت حفظ كيان و دفاع از تماميت سرزميني، به شكستن اين حصر تبليغاتي مبادرت ورزند.

[1] Open Source Intelligence

[2] Human In The Loop



سوالات متداول

چرا جعل عمیق متهم اصلی مرگ حقیقت در عصر پساحقیقت اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

جعل عمیق متهم اصلی مرگ حقیقت در عصر پساحقیقت چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با جعل عمیق متهم اصلی مرگ حقیقت در عصر پساحقیقت بررسی شده است.

آخرین اطلاعات درباره عميق چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به عميق در این گزارش ارائه شده است.

برچسب: نویسنده: مریم افشاری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 18:33

صفحه بندی